تبليغاتX
قفس
من از دنیای بی کودک می ترسم.

   آیا خانواده خوشبختی هستید؟

 

             ویژگی های خانواده خوشبخت:

1-      اعضای خانواده به یکدیگر احترام می گذارند.

2-      اعضای خانواده به یکدیگر دروغ نمی گویند.

3-      برای قبولا ندن حرفهای خود به همدیگر ، قسم نمی خورند.

4-      حریم و حد و مرزهای یکدیگر را رعایت می کنند( از وارسی کیف ، جیب ، تلفن ، sms  ، و سایر وسایل شخصی یکدیگر اجتناب می کنند.

5-      وظایف در این خانواده ها تقسیم شده است و افراد مسئولیت پذیر هستند.

6-      یارکشی در این خانواده ها وجود ندارد.یعنی هنگام جر و بحث ها ی خانوادگی از کودکان به عنوان سربازهای خود استفاده ابزاری نمی کنند .( قابل توجه مادران محترم)

7-      هر گاه  از یکی از زوجین پرسیده شود: : "اگر دوباره برای ازدواج تصمیم می گرفتید ، آیا باز همین فرد را انتخاب می کردید؟" به سرعت و با قاطعیت می گوید: بله.

8-      در این خانواده ها یک مشکل فقط یک بار بروز می کند و پس از حل و فصل دوباره رخ نمی نماید.

9-      هر دو همسر به خانواده های هم احترام می گذارند.

10-  افراد خانواده ساعاتی را در روز فقط برای درکنار هم بودن ( با کیفیت) می گذرانند.

11-  به دوستان یکدیگر احترام می گذارند.

12-  برای ساعات تنهایی و خلوت یکدیگر احترام قایلند.

13-  در این خانواده ها مطالعه جایگاه ویژه ای دارد.

14-  خانم و آقا سعی در تغییر دادن یکدیگر ندارند.

15-  به تفاوت های فردی و فکری یکدیگر احترام می گذارند و زمینه ی رشد و پیشرفت را برای هم فراهم می سازند.

16-  اخلاقیات و معنویات در این خانواده ها دارای ارزش ویژه می باشد.

17-  عاشق و دلبسته ی یکدیگر هستند نه وابسته و آویزان به هم.

18-  روزهایی همچون تولد ها ، سالگرد ازدواج و... را فراموش نمی کنند و از هر فرصتی برای شادی ودر کنار هم بودن استفاده می کنند.

19-  با وجود داشتن بچه ساعاتی را فقط به خود اختصاص می دهند.

20-  جمع های فامیلیشان به زنانه – مردانه تقسیم نمی شود.

21-  از نسبت دادن صفات نا زیبا به هم خود داری می کنند و برای جنسیت هم ارزش قایلند.

22-  در هنگام بحث هدفشان دستیابی به رابطه برنده – برنده است نه رابطه برنده – بازنده.

23-  در روابط جنسی هر دو به ارگاسم ( اوج لذت جنسی ) می رسند و نیاز روانی هر دو برآورده می شود.

24-  همواره عشق ورزی را به کودکانشان می آموزند نه کین ورزی را.

25-  برای تداوم زندگی از الگوهای پویا و راهیاب استفاده می کنند.

26-  افکار و اندیشه هایشان را به کودکانشان آموزش نمی دهند بلکه فقط آنان را از عشق بی قید و شرط سیراب می سازند.

27-  شاداب و با نشاط هستند.

28-  توانمند هستند و با شرایط سازگار می شوند.

29-  از لحاظ روانی بالغ هستند.

30-  از شغل خویش احساس رضایت می کنند.

31-  بین والدین و فرزندان همدلی وجود دارد . به عبارتی والدین مثبت دردآشنای فرزندان خویش می باشند.

32-  نقاط قوت فرزندان خود را به آنها یادآوری می کنند نه نقاط ضعفشان را.

33-  حد اقل زمان را به تماشای تلویزیون اختصاص می دهند و تفریحات پر جنب و جوش وخلاق دارند.

34-  و .......... شما چه ویژگی هایی را اضافه می کنید.

 

جبران خلیل جبران می گوید:

بندهایی بر تو نمی گذارم و بندهایی از تو نمی پذیرم.

بگذارید در همان حال که با هم هستید ا ند کی از هم جدا باشید و

بگذارید با دهای بهشتی در بین شما به رقص درآیند.

یکدیگر را دوست بدارید ،اما از عشق قید و بندی نسازید.

بگذارید عشق چون دریایی در میان کرانه های روح شما در حرکت باشد.

جام یکدیگر را پر کنید اما از یک جام ننوشید.

از نان خود به یکدیگر بدهید ، اما از یک قرص نان نخورید.

با یکدیگر بخوانید و پایکوبی و شادمانی کنید اما ،

گاه بگذارید هر یک از شما تنها باشد،

همچون تارهای عود که از یکدیگر جدایند اما در نواختن یک آهنگ با هم به ارتعاش در می آیند.

چنانچه در شرف تصمیم گیری برای ازدواج هستید یا اگر ازدواج کرده اید و نیاز به دانش بیشتر دارید ، اگر با فرزندانتان در امور خانواده دچار مشکل هستید توصیه می کنم کتابهای بسیا خوب زیر را مطالعه کنید:

1-    آیا تو همان گمشده ام هستی؟ نویسنده: باربارا د آنجلیس

2-    استرس و خانواده سالم        نویسنده: دولوروس کوران

3-    عشق هرگز کافی نیست.       نویسنده:آرون تی بک

4-    زندگی ،عشق و دیگر هیچ    نویسنده: لئو بوسکالیا

                                                                                 در پناه خدا

                                                                                شاد باشید

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم آذر 1385ساعت 17:23  توسط بهنازمهرانی  | 

 

 

 

افسردگی 1  ،علایم و علل ، پیشگیری ودرمان      

 

افسردگی که مشخصه آن احساس اندوه و در بعضی موارد کاهش فعالیت است در طبقه اختلالات عاطفی یا خلق جای گرفته است.اگر افسردگی در نتیجه موقعیت قابل تعریفی رخ دهد و انتظار برود که با کاهش تاثیر موقعیت از بین برود ، تشخیص اختلال سازگاری به همراه خلق افسرده مطرح می شود و شخص ،مبتلا به اختلال خلق در نظر گرفته می شود . اگر افسردگی شدید باشد درآن صورت ، اختلال افسردگی عمده نامیده می شود واگر شدت آن کمتر یا کاملا" عاجز کننده نباشد، اختلال افسرده خویی 2 نامیده می شود.

عده ای از محققین معتقدند افسردگی می تواند روی پیوستاری از اندوه تا طبقات بالینی شدید مطالعه شود . در بین افرادی که به دلیل مشکلات روانشناختی درخواست کمک می کنند ، افسردگی مشکل شایع تری است.

دو ویژگی اختصاصی افسردگی عبارتند از: خلق ناشاد3 ( غم ،اندوه، ناراحتی،نگرانی) و فقدان علاقه و لذت در تقریبا" همه فعالیتهای عادی وسرگرمی  های فرد.تشخیص افسردگی مستلزم وجود دست کم یکی از این دو ویژگی است. بعلاوه دست کم 4 مورد از رفتارها یا احساسات زیر باید وجود داشته باشد: کم اشتهایی یا تغییر وزن (کاهش یا افزایش وزن) ، اشکال در خوابیدن، خستگی مفرط، آشفتگی روانی- حرکتی یا افزایش کندی پاسخ قابل مشاهده، سرزنش خود یا احساس گناه نابجا، ناتوانی در تمرکز حواس، کاهش حافظه ، افکار دایمی مرگ ، خودکشی یا آرزوی مردن. زنان افسرده نسبت به مردان ،علایم بیشتری را دارا می باشند.

این مقاله در رابطه با آن دسته از افسردگی هایی است که علل بیرونی دارند وبا تغییر یا کاهش تاثیر موقعیت

بهبود می یابند و آن دسته از افسردگی هایی را که عامل ایجاد کننده آن به بعد زیست شناختی بر می گردد را در بر نمی گیرد . هرچند خواندن این مقاله برای آن دسته از افراد نیز که علل بوجود آورنده افسردگی شان بی تعادلی شیمیایی ( تیرویید نا منظم، کم خونی شدید، کمبود شدید ویتامین ب ، سردردهای میگرنی و...)  می باشد و اغلب از نسخه های روانپزشکی استفاده می کنند نیز می تواند جالب و سود مند باشد.

با توجه به تجربه کمی که در برخورد با این دسته از افراد افسرده و درمان آنها داشته ام به این نتیجه رسیده ام که تقریبا" اکثر این افراد دارای تفکر غیر منطقی 4 ، فقدان اطلاعات 5 می باشند و نیز دانش لازم برای ایجاد زندگی سالم و بهنجار را ندارندو مهمتر اینکه فاقد بلوغ عاطفی می باشند.

این افراد در جریان یادگیری اجتماعی ، باورها و فرضیه های متعددی درباره ی زندگی خود کسب می کنند که این باورها می تواند مضر و نامولد باشد. منظور از تفکر غیر منطقی اعتقاد به این باور های نامولد و عدم تناسب و همخوانی خواسته ها و باید ها و نباید های فرد با واقعیت می باشد.به عنوان مثال جملاتی از این قبیل که :"هیچ کس نباید از من رنجیده شود" و یا" همه باید مطابق خواسته های من رفتار کنند" از جمله تفکرات غیر منطقی است. البرت الیس(  - 1913 )به 11 مورد از این تفکرات غیر منطقی اشاره کرده است و آرنولد لازاروس(-1932 )، 40 مورد از این تفکرات غیر منطقی را تحت عنوان 40 فکر سمی بازگو می کند.

 

آرمانی بودن و غیر قابل دسترس بودن اهداف فرد و عدم انطباق این اهداف با توان و ظرفیت فرد را نیز می توان در همین مقوله جای داد.

فقدان یا از دست دادن اطلاعات :

در خلال فرایند یادگیری اجتماعی اگر افراد فرصت یادگیری از طریق تجربیات خود، یا مشاهده و تقلید از دیگران را انکار کنند، از ارضای نیازهای ضروری برای ادامه زندگی محروم می شوند ودر موقعیتهای اجتماعی ویا حتی خیلی از موقعیتهای ساده زندگی نمی دانند چگونه رفتار کنند که این مسئله، منجر به نارضایی فرد از خود و بروز افسردگی می شود. برای مثال کودکانی که تحت حمایت افراطی والدین بوده اند، وقتی که بزرگ می شوند و به دنیای بزرگسالی وارد می شوند، نمی توانند در برابر بسیاری از مسایل رفتار قاطعانه از خود نشان دهند. در چنین شرایطی تا زمانی که فرد این مهارتها را کسب نکرده است مشکلات عاطفی اش ادامه می یابد

داشتن زندگی سالم و بهنجار در دنیای پیچیده امروز مستلزم برخوردار بودن فرد از دانش لازم در این زمینه می باشد. هر فرد در طول زندگی مراحل گوناگی را تجربه می کند که گذر سالم و مناسب از آن جهت رسیدن به مرحله بعد لازم است تا فرد دچار مشکلات عاطفی شدید نگردد. این مراحل عبارتند از نوزادی ، کودکی ، نوجوانی ، جوانی ، میانسالی ، سالمندی و در نهایت مرگ. فرد در هر یک از این مراحل مسایل و مشکلات خاص آن مرحله را تجربه می کند و اگراز دانش لازم جهت حل و فصل آنهابرخوردار نباشد از داشتن یک زندگی سالم و هنجار محروم خواهد بود.

هر چند با قاطعیت می توان دوران نوزادی و کودکی را مهمترین مرحله زندگی هر فرد دانست که شخصیت فرد در آن شکل می گیرد اما اهمیت دادن بیش از اندازه به این مرحله به منزله انکار اراده فرد و کم اهمیت دانستن شعور فرد برای جبران گذشته و ادامه صحیح و هدفمند مراحل بعد می باشد.

جهت کسب دانش زندگی راههای گوناگونی وجود دارد ، اما از نظر من بهترین راه ایجاد عادت مطالعه در خانواده و جامعه است تا فرد بتواند خود، زندگی را تجربه کرده و کلید حل مسایل خویش را خویشتن بیابد.

ایجاد انگیزه و نیاز به مطالعه در کسانی که برای حل مشکل خویش از مشاور، روانشناس وروانپزشک طلب کمک میکنند نیز جزء وظایف این دسته از متخصصان می باشد.

بلوغ عاطفی 6

زمانی می توانیم فردی را از لحاظ عاطفی بالغ بدانیم که فرد کلیه عواطف و احساسات خود را به درستی بشناسد و نحوه ابراز صحیح و کنترل آنها را بداند . افسردگی از جایی آغاز می شود که فرد عواطف خویش را به درستی نمی شناسد وباطبع نحوه کنترل و ابراز آنها را نمی داند پس یا آنها را به شکل نادرست ابراز می کند و یا آنها را انکار و سرکوب می کند.

جهت پیشگیری و کاهش این دسته از افسردگی ها چنانچه قبلا" نیز اشاره کردم ایجاد عادات مطالعه در خانواده و جامعه بسیا ر مهم است که این کار یکی از وظایف اساسی آموزش و پرورش و رسانه هایی چون مطبوعات ، صدا و سیما است که متاسفانه این ارگانها نه تنها کاری در این زمینه انجام نمی دهند بلکه به در بسیاری موارد خوراکهای اطلاعاتی بسیار مسمومی را نیز در اختیار مخاطبین قرار می دهند و این به دلیل اهمالکاری متخصصان و نداشتن قدرت مانور آنها در این رسانه ها می باشد.

و اما به عنوان یک در مانگر کم تجربه معتقدم درمانهای شناختی در درمان این دسته از افسردگی ها بسیار جوابگو می با شد و نیز بر این اعتقادم که برای آند سته از مراجعانی7 که سواد خواندن و درک مطلب دارند کتاب درمانی 8 می تواند بسیار سودمند ، جذاب و جوابگو باشد و روند درمان را تسریع بخشد.

کتاب درمانی از جمله روشهایی است که در کشور ما چندان پا نگرفته است ولی با توجه به استفاده ای که در مدت یک سال از این روش داشته ام به آن ایمان دارم. این روش زمانی می تواند کارا و سودمند باشد که رواندرمانگر کتابهای درمانی مفید و کاربردی را از میان خیل عظیم کتابهای روانشناسی و شبه روانشناسی انتخاب کند . کتابی که معرفی می شود می بایست ویژگی های زیر را داشته باشد تا برای مراجع ضرری در بر نداشته باشد:

1-      حتما" در مانگر آن را مطالعه کرده باشد.

2-      در رابطه با مشکل مراجع باشد.

3-      کاربردی باشد.منظور این است که فقط به ریشه یابی مشکل و تئوری پردازی محدود نشده باشد و مراجع بتواند از تکالیف آن نیز بهره ببرد.

4-      حتما" در حد فهم و درک مراجع باشد.

یکی از منابعی که رواندرمانگران جهت آشنایی با این شیوه درمان می توانند از آن استفاده کنند کتابی است به نام:"کتاب درمانی" نوشته ی: عباس آریا و مصطفی تبریزی . این کتاب توسط انتشارات فراروان به چاپ رسیده است.

 

1-Deprssion                                                                                                    

2-Dysthymic disorder                                                                                   

3-Dysphoric                                                                                                    

4-Irational thinking                                                                                      

5-Missing information                                                                                   

6-Emotional maturity                                                                                   

7-Client                                                                                                           

منابع:

روانشناسی مرضی (جلد2) نوشته ی:ایروین جی .ساراسون- باربارا آر.ساراسون

شیوه های درمانگری اضطراب و تنیدگی  نوشته ی: دکتر مسعود جان بزرگی – ناهید نوری

 

                                                                            بهناز مهرانی

                                                                   کارشناس ارشد مشاوره مدرسه

 

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم آذر 1385ساعت 14:56  توسط بهنازمهرانی  | 

 

 

باز هم ترکیب تحجر و قدرت فاجعه آفرید:

عصر روز شنبه 27 آبان 1385 یکی از اعضای بسیج دانشجویی دانشگاه تربیت معلم سبزوار که دچار تورم شدید رگ غیرت شده بود در دادگاه ذهن خود حکم مهدورالدم بودن جوان دانشجویی را که با همسرش در حال صحبت کردن بود را صادر کرد و با چاقو قلب آن جوان را شکافت تا افتخار اجرای این حکم را نیز نصیب خویش گرداند.و طبق روال معمول آب از آب تکان نخورد.راستی اگر پشت این افراد متحجر که میخواهند با زور چاقو و قمه و کشتار، صاحب زمینها و حوریان بهشتی شوند به حمایت نظام دادگر و مهرورز جمهوری اسلامی گرم نبود؛ آیا باز هم چنین بی مهابا قلب یک انسان را فقط به جرم راه ندادن بیگانه به حریم خصوصی اش ، همچون حیوانی درنده می دریدند؟؟!!

آقای احمدی نژاد! حرمت حریم خصوصی که وعده کرده بودید چه شد؟ آیا شکنجه دانشجویان زندانی منتقد بس نبود که حال افرادی با دشنه در مکان دانشگاه خواهان به کرسی نشاندن خواسته خویشند؟ هنوز کشته شدن آن جوان در متروی کرج توسط آن فرد روحانی را فراموش نکرده ایم که برای آن جرم حکم 3 سال حبس تعلیقی را دریافت کرده بود .

چه کسی پاسخگوی این توحش آشکار است؟

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم آذر 1385ساعت 17:28  توسط بهنازمهرانی  |