تبليغاتX
قفس
من از دنیای بی کودک می ترسم.

امروز روز سختی داشتم چون با تمام وجود فهمیدم جهل چقدر قویه و چه بی رحم. در کلینیک زوج جوانی برای حل اختلاف خانوادگی مراجعه کرده بودند. زنی با چهره ای اندوهگین و مرد با چهره ای خشمگین و مستاصل . موضوع : عدم تعهد عاطفی مرد.

اطلاعات پرونده نشان می داد تحصیلات زن سه برابر مرد است .زنی که به قول همسر دهاتی بود و فقیر و مردی که سالهای زیادی را در خیابان گذرانده بود وبه قول خودش بی کس و کار اما شهری و آداب دان. زن بعد از چند سال زندگی مشترک متوجه خیانت همسر از همان روزهای آغازین زندگی مشترک شده بود و چون مرد بارها قسم خورده بود که عاشق است و متعهد زن دچار شوک عجیبی شده بود. روند گفتگو با فحش ها و الفاظ رکیکی که مرد به زبان می آورد در جریان بود. مرد معتقد بود که مردها فقط از زن سکس می خواهند و تمکین . از او پرسیدم اگر همسرت کاری که تو کردی می کرد چه می کردی ؟ گفت : خیلی راحت سرش رو می بریدم می گذاشتم رو سینه اش. گفتم پس چرا حتی اجازه نمیدی همسرت از رفتارت دلخور باشه ؟ آیا به اون هم حق میدی سرت رو ببره؟ می گفت من کار خلاف قانون که نکردم ، صیغه اش کردم .  زن بی امان گریه می کرد و می گفت من دیگه نمی تونم بهش اعتماد کنم و مرد می گفت پس مهرت رو حلال کن و طلاق بگیر هر چند حتی اگه نخوام مهریه بدم هیچ کس نمی تونه .... پسرم رو هم بخوره . می گفت تو سکسی بپوش و هر چی من می گم گوش کن من قول میدم دیگه دنبال زن نرم و خیلی راحت باز هم دروغ. زن دایم از من می پرسید آیا این آدم قابل اعتماده ؟ می گفت من هنوزم دوستش دارم با وجودی که تو خونه منو مستراح صدا می کنه !!!!!!!!!! نمی دونستم چی بهش بگم .زنی بدون پشتوانه مالی ،بدون خانواده حامی ، با شخصیت انگلی چسبیده به میزبان ، بدون ذره ای احترام به خود و اعتماد به نفس . و مردی که قسم می خورد عاشق خانواده و همسرش است اما بلد نیست چه رفتاری داشته باشد؟ پس گفتم به خودت برس و سعی کن همسر مهربان و فداکاری باشی .و چقدر سخته وجدانت رو زیر پا بذاری تا  یه زندگی به قیمت له شدن یک زن دوام بیاره و از هم نپاشه . وقتی زن با چشم گریان بلند شد تا با همسرش اتاق رو ترک کنه مرد بهش گفت دیدی گفتم تو نود درصد مشکل داری و من ده درصد و با لبخند خداحافظی کردند و من بلند شدم وبا لبخند بدرقه شان کردم و در دلم فریاد زدم : مرگ بر جهل و هنوز سرم درد می کنه.

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم دی 1385ساعت 2:16  توسط بهنازمهرانی  |