این متن را این بنده ی حقیر سراپا تقصیر که با 7 سال تحصیل در دانشگاه به عنوان یک ضعیفه ی فضول که موجبات عدم پیشرفت بسیاری از آقایان محترم را فراهم آورده ، در راستای تایید فرمایشات مخبر محترم کمیسیون بهداشت درباره ی کاهش سهمیه دختران دانشجوو نیز در تایید فرمایشات خانم فاطمه ی آجرلو نماینده ی محترمه ی مجلس هفتم نگاشتم. و مخاطب آن هم خود خود فضولم هستم یعنی کمی با خودم درد دل کردم. دختر فضول ! به تو چه که قوانین موجود به تو به چشم یک نصفه آدم نگاه می کنند . به تو چه اگه تو این شهر درندشت یه آقای بسیار محترم دلش خواست و زد کشتت و ... صاحبان و سر پرستان تو از جمله پدر ، همسر، برادرو... باید نصف دیه ی یک انسان کامل رو بدهند تا تو ضعیفه ی بی خاصیت ، یک آدم درسته حساب بشی و قاتلت مجازات بشه؟ به تو چه اگه یک روز تو این شهر درندشت واسه دفاع از حیثیت و شرافت انسانی خودت یک آقای بسیار شریف رو که قصد داشته به زور بهت تعرض کنه ، کشتی اونوقت باید سالها پشت میله های زندان منتظر حکم اعدامت باشی و اگه هم اون آقای بسیار محترم رو نکشتی و تن به تعرضش دادی باز باید به خاطر زنا پشت اون میله ها بری و منتظر حکم سنگسار بشی واسه ی زنای محصنه ؟ اصلا" کی به تو گفته درس بخونی و این چیز ها رو بفهمی و هی فضولی کنی؟ پاتو از گلیمت انقدر دراز کردی تا بالای 60 درصد ظرفیت دانشگاه رو به همجنسای خودت اختصاص بدی؟ همینها باعث شده که پررو بشی و باعث بشی آمار طلاق انقدر بره بالا .احمق !! رسالت تو که فهمیدن و دانستن نیست .برای این که شهر در امنیت باشه ، آمار طلاق بالا نره ،بعضی از آقایان دچار گناه نشوند و بتونند راحت پیشرفت کنند و به اموربسیار مهم بپردازند تو باید در خانه بنشینی و سنگر آشپز خانه و اتاق خواب رو حفظ کنی. تو وظیفه داری شیران نر بزایی . اگه بوی قورمه سبزی ندی آخه چه خاصیت دیگه ای داری؟ مگه نشنیدی شاعر شیرین سخن گفته: زن و اژدها هر دو در خاک به جهان پاک از این هردو ناپاک به . حالا اگه صاحبان تو بهت اجازه میدن باشی و تو خاکت نمی کنند دیگه پررو نشو.پاتو اندازه ی گلیمت دراز کن . یادت باشه بلندترین مسیر مجازی رو که می تونی طی کنی فاصله ی از آشپزخانه تا اتاق خوابه.تو وظایف ذکر شده رو انجام بده و بقیه ی امور رو بسپار دست شیران نر و بعد تو ابرها و حبابهای بالای سرت تصور کن تو بهشتی و بهشت زی پای توست. وای چه حالی میده . راستی به نظر شما اونجا وظایف چطور تقسیم شده؟؟؟؟؟؟؟ راستی یادم رفت بگم که تو این حق رو هم داری که در راستای کمک به انجام دادن وظایفت در راستای اونها مطالعه هم بکنی . از جمله اینکه می تونی واسه خوشمزه تر شدن قورمه سبزیت کتاب آشپزی بخونی و اگه رشته ی خانه داری هم اومد در اون رشته تحصیل کنی.وای خدای من ، هورا . پس تا کار ها رو از این خراب تر نکردی و آمار طلاق و فحشا و ایدز و اعتیاد و .... بالاتر نبردی برو تو پستو. بدو فضول پررو. قصد من جسارت به آقایان فرهیخته و محترم نبوده و نیست . واگر از خواندن این نوشته چنین احساسی به شما دست داد از شما پوزش می خواهم و اعلام می کنم که معتقدم همه ی انسانها با هر جنس و رنگ ونژاد و مذهبی با هم برابرند و اگر برتری وجود دارد در امور اکتسابی همچون تقوا و اندیشه و .... است. شاد و سربلند باشید در پناه حضرت دوست
خیانت وعلل کسترش آن در ایران
هر گاه از خیانت وشکستن تعهد در زندگی زناشویی سخن به میان می آید ،ناخودآگاه تصویر مرد به عنوان خائن در ذهنمان نقش می بندد. اما امروز در ایران به عنوان یک جامعه ی در حال گذر ( جامعه ای مابین سنت و مدرنیته ، نه این و نه آن ) این پدیده نیز مانند سایر آسیبهای اجتماعی هر دو جنس را – هر چند نه به یک اندازه – درگیر ساخته است. سوا ل این است : علت چیست؟
در یک جامعه ی کاملا" سنتی ، این سنتها هستند که پشتوانه ی حسن و قبح مسایل اخلاقی می باشند .لذا مثلا" در جامعه ی سنتی می گوییم دروغ بد است چرا که خداوند و پیامبران وعلمای دین ما را از آن نهی کرده اند .در این جوامع دروغ گفتن به خودی خود بد نیست ، بد است چون از آن نهی شده ایم.اما در جوامع مدرن مسایل اخلاقی حسن و قبح ذاتی دارد یعنی دروغ گفتن به ذات خود عملی نادرست است و چون به ذات خود غلط است خداوند نیز انسانها را از آن نهی کرده است. حال اگر خیانت را نیز در این چارچوب بررسی کنیم در جامعه ی سنتی خیانت بد است چون بزرگان دین و سنت ما را از ان نهی کرده اند ولی در جامعه ی مدرن خیانت به ذات خود بد است ولذا در جامعه ی سنتی عاملی که افراد را از خیانت بر حذر می دارد عاملی است بیرونی و خارج از فرد و در جامعه ی مدرن عامل بازدارنده ی فرد از خیانت درونیست و چنانچه میدانیم عوامل کنترل درونی همچون وجدان فردی بسیار قویتر از عوامل کنترل بیرونی همچون بیم دادن از مجازاتهای اخروی می باشد.
چنانچه در پیش اشاره شد ما در جامعه ای در حال گذر زندگی می کنیم.در چنین جامعه ای سنت ها (عامل کنترل بیرونی) به سرعت در حال کمرنگ شدن هستند ، از طرفی هنوز تا شناختن جامعه ی مدرن و رسیدن به آن (عامل کنترل درونی) راه بسیاری در پیش است و لذا افراد در چنین جامعه ای کنترل بیرونی را از دست داده اند و به کنتر ل درونی نیز دست نیافته اند و همین امر سبب گسترش بسیاری از آسیب های اجتماعی و تزلزل اخلاقیات شده است که خیانت نیز یکی از همین آسیب های اجتماعی است .
در جامعه ی مدرن " فردیت " افراد دارای ارزش بسیار است اما تا زمانی که به " فردیت " دیگری لطمه ای وارد نشود .به عبارتی آزادی انسان تا اندازه ای است که آزادی دیگری را از او نگیرد. لذا در چنین جوامعی تعهد و اخلاق بسیار ارزشمند است اما چون ما شناخت درستی از جامعه ی مدرن نداریم و از طرفی از سنت هایی که به آن پایبند بوده ایم نیز کنده شده ایم با مشکلات عدیده ای مواجه شده ایم. متاسفانه بسیاری از زنان و مردان ( به ویژه نسل سوم ) به غلط می پندارند خیانت و عدم تعهد نشانه ی مدرن شدن می باشد و در این میان امر بسیار مهمی که نادیده گرفته می شود لطمه ایست که به احساسات و عزت نفس و اعتماد به نفس فرد دیگر وارد می شود. اما در این میان علل مهم دیگری نیز وجود دارد که نمی توان آنها را نادیده گرفت .این علت ها در دو جنس مختلف است و لذا نوع خیانت نیز در دو جنس ( زن – مرد ) متفاوت است.
در زنان علاوه بر موارد ذکر شده در بالا علل دیگری نیز به انجام این عمل دامن می زند:
1- قوانین مردسالار حاکم بر جامعه به زنان این اجازه را نمی دهد که در صورت پشیمان شدن از انتخاب خویش به هر دلیل به همان راحتی که مردان از قانون طلاق استفاده می کنند ، از طلاق استفاده کنند.
2- به فرض این که زنی بتواند از همسر خود جدا شود ، جامعه مشکلات فراوانی را برای یک زن تنها به وجود می آورد و به همین دلیل کسانی که قادر به تحمل این مشکلا ت نیستند ترجیح می دهند جدا نشوند و خیانت را انتخاب می کنند.
3- بسیاری از زنان بعد از جدایی به علت نداشتن استقلال مالی و افراد حامی با مشکلات فراوانی روبرو می شوند و لذا ترجیح می دهند از همسر خود جدانشوند و لذا خیانت را انتخاب می کنند.
علل خیانت در مردان :
1- قوانین مرد سالار حاکم بر جامعه به مردان اجازه خیانت با مجوز هایی از قبیل "صیغه" و " تعدد زوجات " را اعطا می کند .
2- نگاه سنتی به زن و فرهنگ حاکم بر جامعه زن را به عنوان نیمی از یک انسان، موجودی ناقص العقل ، بی ارزش و صرفا" دارای کارکرد جنسی و تولید مثلی می داند و این امر موجب می شود که مرد اصلا" خیانت خود را خیانت به حساب نیاورد.
با توجه به دلایل ذکر شده نوع خیانت در دو جنس( زن – مرد) نیز متفاوت است . در میان زنان خیانت عاطفی پررنگ تر است .ندرتا" اتفاق می افتد که زنی فقط به خاطر روابط جنسی به همسر خود خیانت کند .در اینگونه مواقع معمولا" قبل از برقراری رابطه ی جنسی وابستگی عاطفی ایجاد می شود و به دنبال آن خیانت جنسی رخ می دهد. در حالی که در مردان خیانت عاطفی کمتر به چشم می خورد و معمولا" انچه مردان را به سمت و سوی خیانت می کشاند نگرش به زن به عنوان یک ابزار جنسی است و رابطه ی عاطفی شکل نمی گیرد.
و اما آیا خیانت درمان پذیر است؟ پاسخ این است : آری ، اما به سختی . درمان خیانت مستلزم انجام کار فرهنگی در بعد وسیع است . با آگاهی دادن به همسران و آموزش دادن به آنان در رابطه با ارزش قایل بودن برای نوع بشر بدون توجه به جنسیت ، نژاد وطبقه و سایر تفاوتها
و تمرین برابری زن ومرد می توان به این مهم دست یافت.از طرفی تلاش فعالان حقوق بشر و حقوقدانان و وکلا برای تغییر قوانین نابرابر نیز می تواند در کاهش این پدیده موثر باشد.
از طرفی آشنا ساختن افراد با مدرنیته ی واقعی نیز موثر می باشد چرا که آنچه در طول این سالها به افراد آموخته اند این است که بی بند و باری یعنی مدرن شدن .باید به افراد آموزش داده شود که در جوامع مدرن معنویات و اخلاق از جمله امور بسیار ارزشمند هستندچنانچه مطالعه ی دقیق آثار روانشناسی جوامع غربی و اروپایی و حتی مشاهده ی بسیاری از فیلم های آنها به وضوح این امر را آشکار می سازد.
کانت می گوید: " آنچنان رفتار کن که رفتار تو اصل اخلاقی شود برای جهان " . علی (ع) می گوید:" آنچه برای خود می پسندی برای دیگران نیز بپسند " . لذا از هر جهت که بنگریم خیانت امری است مذ موم و نکوهیده که در آن به احساسات و عواطف فرد دیگر لطمه وارد می شودو این امر نه با معیار های جامعه ی سنتی پسندیده است و نه با معیار های جامعه ی مدرن.
شاد باشید در پناه حضرت دوست
بهناز مهرانی ، کارشناس ارشد مشاوره
روانشنا سی خیانتکاران نوشته ی دکتر دانش فروغی – روانشناس بالینی
هنگامی که زنی همسان با مرد نباشد ، حتی خیانت به او خیانت به نیمه ی انسان است! بنابراین مرد در انجام آنچه کامجویی ولذت طلبی نامیده ، حق خود می شمارد و اندوه فرد آسیب دیده به حساب نمی آید.
خیانت یک شبه از سوی آنانی دیده می شود که اصولا" این عمل را خیانت نمی دانند . اینان برای رفتار خود به بهانه های گوناگون متوسل می شوند . مستی و بی خبری وسفرهای کوتاه مدت پشتوانه چنین رفتاری است.
خیانت الزاما" یک عمل مردانه نیست. زنانی که به دلایل گوناگون به همسران خود خیانت می کنند نیز کم نیستند . به همین دلیل خیانت بزرگترین هراس ازدواج است و زن ومرد این نگرانی راکم و بیش در رابطه دیگری احساس می کنند .
خیانت فقط هم بستری متاهل با بیگانه نیست . بسیاری از پژوهشگران ، خیانت را به چند دسته بخش کرده اند .
در گزارشی دکتر " نومن" خیانت را به 4 دسته تقسیم کرده است :
خیانت عاطفی ، خیانت فرهنگی ، خیانت یک شبه ، خیانت همیشگی.
در خیانت عاطفی آدمی نسبت به جنس مقابل احساس متفاوتی پیدا می کند . کار از ساده به دشوار می انجامد.ببینیم این خیانت چگونه آغاز می شود؟
1- مثلا" شما حرفی را می شنوید. لطیفه ای شیرین به شما گفته می شود ، ولی وقتی به خانه می رسید با خود می اندیشید آیا این لطیفه را با همسرم در میان بگذارم یا نه؟ در حالی که شما به راحتی می توانید با همکاران و سایر دوستان خود این لطیفه را بازگو کنید .یا راجع به مشکلات کار و زندگی می توانید با دیگران گفتگو کنید، ولی می اندیشید وقت کافی برای تشریح جزییات به همسر خود را ندارید.
2- با همکار و فردی از جنس مقابل برای نوشیدن قهوه یا خوردن نهار بیرون می روید، ولی احساس می کنید گفتن این مطلب به همسرتان سبب می شود که در او بدبینی ایجاد شود. استدلال شما اینست: من نظر بدی ندارم ، چرا باید به همسرم توضیح بدهم ؟
3- آیا در مهمانی ها با بعضی افراد ، به ویژه با جنس مقابل به شوخی های معنی دارمی پردازید؟به گونه ای که اگر این شوخی ها را فرد دیگری با همسر شما آغاز کند ناراحت می شوید؟
4- آیا با خود می اندیشید که شوخی و تفریح و دلربایی کردن از جنس مقابل می تواند در شما تولید هیجان کند و اصولا" هیجانی شدن شما به ازدواجتان کمک می کند؟
5- آیا برای فرد دیگری جز همسرتان هدیه هایی خریده اید که وقت گیر بوده باشد؟
6- آیا یک همکار و یا فرد دیگری از جنس مقابل را در اتومبیل خود سوار کرده اید واز گفتگو با او احساس لذت کرده اید؟
7- آیا اسرار زندگی زناشویی خود را با فردی از جنس مقابل در میان گذاشته اید؟
اگر شما به هریک از این پرسشها پاسخ مثبت داده باشید ، هنوز به همسر خود خیانت نکرده اید ، ولی خود را در معرض خیانت قرار داده اید.
گونه ی دیگر خیانت ، خیانت فرهنگی است. ( نمونه ی آن را در مطلب من با عنوان لعنت بر جهل بخوانید. بهناز مهرانی) هنگامی که فرهنگ ، روش ویژه ای را تحت شرایط قانونی مجاز بشمارد، ارتباط با زنان دیگر به جز همسر امری عادی تلقی می شود ( چند همسری ، صیغه و... بهناز مهرانی) خیانت فرهنگی بیشتر از سوی مردان و در شرایط نابسامان اقتصادی انجام می پذیرد.
هنگامی که زنی ،همسان با مرد نباشد ، حتی خیانت به او خیانت به نیمی از یک انسان است!!!! بنابراین مرد انجام آنچه را که کامجویی و لذت طلبی نامیده می شود، حق خود می شمارد و اندوه فرد آسیب دیده نادیده گرفته می شود.
خیانت یک شبه از سوی آنانی دیده می شود که اصولا" این عمل را خیانت نمی دانند.اینان برای رفتار خود به بهانه های گوناگون متوسل می شوند.مستی و بی خبری و سفر های کوتاه مدت پشتوانه ی چنین رفتاری است.
اما خیانتکاران همیشگی ، حرفه ای هستند. یک آغوش به آنها گرمای مهر نمی دهد. اگر مرد هستند، مردانگی و اگر زن هستند قدرت جذ ب و اغواگری خود را پیاپی مورد آزمایش قرار می دهند" ... اولین بار که به همسرم خیانت کردم در شب ازدواجمان بود .در میان میهمانان ، زنی بود که با نگاههای کنجکاو مرا به خود می خواند.اگر از من بپرسید که آیا آن زن را بیش از همسرم دوست می داشتم پاسخ منفی است.آن زن از من آینده نمی خواست ، در حال زندگی میکرد...
پس از چندی به دیگری پرداختم و یک وقت به خود آمدم که کار از کار گذشته بود و... ".
دشواری خیانت به گسستن رشته های الفت زن ومرد بسنده نمی کند.کودکی که در چنین خانواده ای پرورش می یابد ، آسیب فراوان می بیند.پسری که به چشم می بیند مادر او ،مرزهای اخلاقی را زیر پا گذاشته است و پاسخ زن بارگی پدر را اینگونه می دهد، نمی تواند نسبت به کل جامعه بدبین نباشد. او از خانواده پنهانکاری و خیانت را آموخته است. او می داند که در برخورد با جامعه می توان وانمود کرد، فریب داد و چهره ی حق به جانب داشت. چنین فردی اگر به قدرت برسد ، در دشمنی ناخودآگاه ،به ملت پایدار است.تنها صمیمیت او در ادامه ی دشمنی است.خمیر مایه ی منش چنین مردانی که در مزرعه ی پنهانکاری خانواده هستی یافته اند ، نفرت از مردم را با کلام آهنگین پوشش می دهد، تا زهرابه ی اندیشه های بیمارگونه ، آشکارا به کام کسی چکیده نشود . خیانتکاران هر خیانتی که به مردم می کنند ، به آنان هیجان لازم برای زیستن می دهد.ضحاک ماردوش آشکارا مغز سر جوانان را به ماران خود می خوراند . اینان چشمه های حیات ملتی را نثار دوستان و ساقدوشان بستر خیانت و آلودگی خویش می کنند . چنین چنین مردمی حتی شهامت ضحاک را ندارند .به آلودگی خویش ، جامه ی تقوا می پوشانندو به پنهانکاری و خیانت به میلیونها مردمی که جز ساده اندیشی کاستی ای ندارند ، بر چسب خدمت می زنند. خیانت به ملت ، زشت ترین و کریه ترین خیانت است زیرا این تقوای یک فرد نیست که در بستر بیگانه دیده می شود ، این مردم اند که سوداگران خون، در پشت درهای بسته ، به تجاوز آنان نشسته اند.
با این اندوه چه باید کرد؟ آیا خیانت درمان پذیر است؟
واقعیت این است که ناهنجاری های " پس آسیبی " در خیانتکارانی که به نیمه ای از وجدان آدمی دست یافته اند ،بسیار است . روانشناسان برای خیانتکاران عاطفی و یک شبه ، روان درمانی را پیشنهاد می کنند. در مورد خیانتکاران فرهنگی کوشش بر این دارند که در چشمه ی باورهای آنان نفوذ کنند و عدالت خانوادگی را در اندیشه ی آنان بارور سازندو اعتقاد به همسانی را در سرطان فرهنگی آنان تزریق نمایند. اما خیانتکاران همیشگی کمتر درمان پذیرند...!
افراد ضد جامعه که به دشمنی با مردم می پردازند، کمتر راه صواب در پیش می گیرند. زن و مرد جوان که با تشکیل خانواده به یکدیگر دل می بندند، شاید بیش از آنچه که به ثروت و شغل و... دیگری بیاندیشند ، بهتر است که به بازتابهای روانی – اجتماعی همسران آینده خود توجه کنند. به ویژه فروپاشی خانواده ها و از هم گسستگی آنان و خیانت های پیاپی در چنین خانواده هایی ،حتی اگر مردانی را در راس هرم قدرت کشورها قرار دهد، هرگز در رابطه ی آنان با مردم صداقت به وجود نخواهد آورد که هیزم خشک نرمش ندارد و به قول معروف: نشود خشک جز به آتش راست.
بهناز مهرانی: در فرصتی دیگر این مقاله ی بسیار ارزشمند را نقد و بررسی خواهم کرد و نظر خود را در مورد این مقوله که امروز فراگیر شده خواهم داد.
شاد باشید در پناه حضرت دوست